خواب

سلام گل پنبه 

جوجه من عادت خواب خوبی داشت. از دوران جنینی! شب تا صبح خواب راحتی داشتی. تا 2/5 سالگی هرجا که بودیم (یعنی هرجا. حتی وسط عروسی عمو جمشید!!!) ساعت 8:30 تا نهایتاً 9 خواب بودی. یواش یواش به واسطه زندگی تو قشم که دیر هنگامه و تازه غروب به بعد شروع می شه ساعت خوابت به 10-10:30 رسید و یواش یواش دو تا مسافرت که رفتیم ساعت 11-12 به زور می خوابیدی. و خوب صبحها هم 9:30-10 به زور پا می شدی. 

حالا طی یک برنامه مدون چند روزه صبحها زود بیدارت می کنیم، ظهرها نمی خوابی تا بدنت مجبورت کنه که شبها زود بخوابی تا آماده سال جدید مهدکودک بشی. شب اول 10 بیهوش شدی بدون مقاومت و دیشب ساعت 9 یه جوجه دوش گرفته سیر بیهوش داشتیم. چشمک

/ 2 نظر / 23 بازدید
سپیده عمه آریانا

ااااااااااای جونم . نمیدونم چرا بچه ها برای خوای اینهمه مقاومت میکنند .....[قلب][گل]

مهشید

عه دیگه از مهر میره مهد؟! چقد بچه ها زود زود بزرگ میشن [نگران] ماشاالله[قلب]